تبليغاتX
از روی پلک شب

هرگز نبودن به تلخی فراموش کردن یک بودن نیست.

ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت

با درد صبر کن که دوا میفرستمت

 

+ تاريخ جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 11:57 نويسنده کامران و مونا |

بزرگ ترين نشانه اراده قوي، وجود متانت و آرامش است

گانادي

 

قرار نبود دیگه سر کار برم اما مجبورم چون هر چی گشتم یه کار مناسب پیدا نکردم

این روزا بد دلم گرفته پریروز رفتم خونه یکی از دوستام همه جمع بودیم دلم برا اون وقتای با دوستام بودن حسابی تنگ شده دلم برا با ...آره دلم هنوز یادمیکنه اما تا میاد تو فکرم به خودم نهیب میزنم هی یادته یادته چی شد چی گفت؟

یادت نره حد انسان ها ، حد دوست داشتن، حد احترام گذاشتن انسان ها خودشون تعیین میکنن بله به هر کسی به حدی که شخصیتش و رفتارش تعیین میکنه میشه علاقه نشون داد و احترام گذاشت خیلی ساده هر کسی لیاقتی داره بعضی آدم ها لایق نیستن یعنی خودشون میخوان لایق نباشن .

نمی دونم حکمتش چیه اصلا نمیدونم چیه با اینکه سه سال گذشت و چه سخت و ناراحت کننده اما هنوزم که هنوز هیشکی نتوسته تو دلم راه پیدا کنه گاهی باعث افتخارم میشه و گاهی دلم میسوزه که چرا این جوری که هیشکی نمیتونه راحت تو قلبم راه پیدا کنه ،اما نه این همه بد خودم نگم اگه کسی تو قلبم راه پیدا کنه هیچوقت فراموش نمیشه .

خواب دیدم ،خواب نگاهی که هنوز به عقب بود و امیدوار اما من نمی خوام نمی خوام.

چقدر راحت مینویسم و حرفام میزنم شاید چون میدونم نمیخونه.

 

+ تاريخ سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 19:59 نويسنده کامران و مونا |

حس نوشتن نیست اما دلم حسابی گرفته آخه به رئیسم گفتم دیگه سر  کار نمیرم از همین الان خودم عذا گرفتم که از بیکاری چیکار کنم البته اونقدر بهم سخت بود و اذیت شدم که گفتم دیگه نمیرم این بار حتی به صمیمیترین دوستام هم نگفتم دوست صمیمی!فقط خانوادم میدونن که اونم کافیه حوصله نصیحت و شنیدن ندارم آخه من کار میکردم و سخت بود برام. اونا جای من نبودن ،فقط میگن بیمه شدی، مزایا داره، درآمدش خوبه نمیدونم چرا این پول این همه مهمه حتی مهمتر از سلامتی آدم ها هر چی فکر کردم هیشکی به ذهنم نرسید باهاش حرف بزنم اما خونم امن ترین جا برای حرف زدن بود.

عاشق بارون و بوی پاییزم پروردگارا سپاسگزارم برای این همه زیبایی.

پاییز پاییز 

 

 

              فلک به مردم نادان دهد زمام مراد             تو اهل دانش و فضلی همین گناهت بس

                                                             حافظ

+ تاريخ پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 18:30 نويسنده کامران و مونا |